یکشنبه، آبان ۱۶، ۱۳۸۹

ارمنستان، دوبی دوم

متن زیر رو توی اخبارVOA خوندم: 

گردشگران ايرانی، بخصوص زنان، ارمنستان را برای گردشگری مناسب می بينندحريت ديلی نيوز، روزنامه انگليسی زبان ترکيه زير عنوان "ارمنستان به گردشگران ايرانی فرصت تنفس هوای تازه را عرضه می کند" می نويسد همراه با شکوفائی مناسبات اقتصادی و ديپلماتيک ميان ايران و ارمنستان، شمار گردشگران ايرانی که به ارمنستان سفر می کنند طی يک سال گذشته بيش از دو برابر شده است.
محمود علی رضا، که امسال تاکنون سه بار به ارمنستان سفر کرده است، آنجا را در مقايسه با کشورش، ايران، جائی مناسب برای گردشگری می داند. او می گويد "ماهم در مناطقی نظير دريای خزر يا خليج فارس گردشگاه هائی داريم، اما اول از همه اينکه رفتن به آن جاها گران تمام می شود، و دوم اينکه شما نمی توانيد فاميلی خوش بگذرانيد. زن من نمی تواند درآن جاها در دريا شنا کند. او فقط می تواند با حجابی که از سر تا پايش را بپوشاند توی آب برود. ما اگر بخواهيم تعطيلات خوبی داشته باشيم به ارمنستان می آئيم".
فضای روشنفکرانه ارمنستان مسيحی نشين برای بسياری از گردشگرانی که از جمهوری اسلامی به آنجا سفر می کنند، پاداشی اضافی است.
به گفته کملا کراخانيان (Camella Karakhanyan) از آژانس توريستی Tatev اين فقط فرهنگ باستانی يا زيبائی های طبيعی نيست که ايرانی ها را به ارمنستان می کشاند. او می گويد "گرچه ما ديدنی های تاريخی را به آنها نشان می دهيم و آنها را با تاريخ مان آشنا می کنيم اما اينها برايشان چندان جالب نيست چون در کشور خودشان به قدر کافی دارند. آنچه که ارمنستان به آنها عرضه می کند آزادی است. بخصوص زنان ايرانی، فارغ از محدوديت ها و سختگيری هایی جاری در کشورشان اينجا راحت به گردش می روند، خريد می کنند و به استراحت می پردازند".
رونق گردشگری ايرانيان در ارمنستان به سال ۱۹۹۰ باز می گردد که مرز دو کشورباز شد، و اينک بنظر می رسد سرعت گرفته است. مخاک اپرسيان (Mekhak Apresyan) مسئول اداره گردشگری در وزارت اقتصاد ارمنستان می گويد در ۹ ماهه اول سال ميلادی جاری قريب ۸۴۰۰۰ گردشگر ايرانی به ارمنستان آمده اند، حال آنکه اين رقم در تمامی سال قبل ۴۴۰۰۰ نفر بود.
گردشگری تنها بخشی از مناسباتی رو به گسترش است که چهار پروژه عمده مشترک، شامل ايجاد يک ترمينال نفتی، يک خط آهن، يک نيروگاه برق آبی در رودخانه ارس و سومين خط فشار قوی برق از جمله آنهاست.
تيگران سرکيسيان (Tigran Sarkisian) نخست وزير ارمنستان هفته گذشته در سفری به تهران گسترش و تحکيم مناسبات اقتصادی را مطرح ساخت و پس از آن محمد رضا رحيمی معاون رياست جمهوری ايران ابراز اميدواری کرد تجارت ميان دو کشور به سطح يک ميليارد دلار در سال برسد، که پنج برابر رقم فعلی خواهد بود.
مناسبات تجاری می تواند بخوبی و با توجه به ارتباطات ايرانيانی نظير امير سعيد، که برای تحصيلات دانشگاهی به ايروان کوچ کرده است، شکل بگيرد و گسترش يابد. او حالا قصد دارد ضمن ايجاد کسب و کار در آنجا، با يک زن ارمنی نيز ازدواج کند. اما اين همان بخش از مناسباتی است که بسياری از ارامنه با آن کشمکش دارند.
آنا گوورگيان (Anna Gevorgyan) کارشناس امور ايران در مرکز مطالعات تمدن و فرهنگ در دانشگاه دولتی ايروان ازحضور بازرگانان ايرانی استقبال می کند اما نگران آثار ناشی از مالکيت آنهاست. به گفته او نيمی از مردان ايرانی که به ارمنستان می آيند ميخواهند با زنان ارمنی ازدواج کنند و يک سوم خواستار خريد مستقلات اند. او می گويد "اين روندی خطرناک است، چون شمار ايرانی ها زياد است و اگر فقط يک يا دو درصد آنها در ارمنستان مستقلات بخرند، ظرف چند سال با يک مشکل جدی جمعيتی [نژادی، طبقاتی و جنسيتی] مواجه می شويم.

دوشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۸۹

Made in Afghanistan



مطلبی با عنوان "طرح افغانی، ذوق غربی" در مورد نمایش مد لباس افغانی، بله افغانی! توی سایت جدید آنلاین خوندم به این شرح: 
فایل فلش رو حتما ببینید. 

شاید کمتر چیزی را بتوان در دنیا سراغ داشت که روی آن مارک "ساخت افغانستان" یا Made in Afghanistan دیده شود. ولی نمایش مد لباس‌های افغانی روز هفتم اکتبر در پورچستر هال لندن، این آرزوی دیرین را برآورده کرد و با همین نام "ساخت افغانستان" برگزار شد.
لباس‌های افغانی با پارچه‌های نفیس بافت افغانستان و طرح طراحان و دست‌دوزی دوزندگان اهل افغانستان تمامأ ساختۀ افغانستان بودند.
طی سال‌های اخیر که افغانستان بیشتر در رسانه‌های غربی با اخبار جنگ و انفجارهای انتحاری و کنار جاده‌ای شناخته شده، گاه گوشه‌هایی فرهنگی از زندگی افغان ها نیز در رسانه ها درز کرده‌است؛ یعنی در این سال‌ها عده‌ای از افغان‌ها هم فرصت یافته‌اند تا در کنار بازسازی اقتصادی- اجتماعی افغانستان به بازسازی فرهنگ این کشور جنگ‌زده نیز بپردازند.
در این میان طراحی لباس رونق خاصی داشته‌است. عده‌ای از طراحان داخلی و خارجی در صدد صادر کردن لباس‌های سنتی افغانستان به بازار های مد غرب شده‌اند. لباس‌هایی که طی سالیان متمادی جنگ در زیر برقع یا چادرها و یا هم گرد و غبار دود و باروت تنها رنگ خاکستری آنها به چشم می‌خورد و گلوله‌ها بدنۀ لباس‌ها را متلاشی کرده بود و قسمت‌های دیگر آنها هم در آتش خانمان‌سوز جنگ‌ها سوخته بود.
اکنون طراحان افغان بر آن شده‌اند تا این میراث فراموش‌شده را از زیر آوار و خاک و خاکستر بیرون بکشند و سر و صورتش را تمیز کرده، رنگ‌هایش را جلا دهند و آن را دوباره در دید جهانیان زنده سازند.
زلیخا شیرزاد که بیشتر لباس‌های ارائه‌شده در نمایش مد لباس افغانی امسال در لندن نیز طرح‌های او بودند، یکی ا ز این طراحان است که امروز شهرت جهانی یافته‌است. او که از چند سال پیش بدین سو به طراحی لباس‌های افغانی به سبک و سلیقۀ غربی پرداخته‌است، قصد دارد رنگ‌های نامرئی فرهنگ و زندگی افغانستان را به جهانیان آشکار کند و نفس تازۀ به شریان‌های کپک‌زده و گرد باروت گرفتۀ کشورش بدمد و فرهنگ سرزمینش را جان تازه‌ای بدهد. 
زلیخا شیرزاد که اکنون ۴۲ سال دارد، تنها ده سال داشته که با خانواده‌اش مجبور به ترک زادگاه و پناهندگی در سوئیس شد. او مهندسی ساختمان خوانده و مدتی نیز در نیویورک همین رشته را تدریس می‌کرده‌است. ولی در سال ۲۰۰۰ بود که او مؤسسۀ خیریه‌ای را به نام "مکتب امید" برای بازسازی مدارس و مرکزهای درمانی در روستاهای افغانستان ایجاد کرد. ولی به این کار اکتفا نکرد و به فکر کار کارسازتری برای احیای فرهنگی کشورش افتاد. در سال ۲۰۰۴ میلادی یک کارگاه لباس‌دوزی به نام "طرح ظریف" راه‌اندازی کرد و چند سالی بیش نگذشت که شهرت جهانی یافت.
اکنون در افغانستان بیش از پنجاه نفر مرد و زن در کارخانه‌های لباس‌دوزی او در کابل و مزار شریف فعالیت می‌کنند.
لباس‌هایی را که زلیخا طراحی می‌کند، آمیزه‌ای از لباس‌های سنتی افغانستان در قالب طرح‌های مدرن غربی است که هم فرهنگ افغانستان را در خود حمل می‌کند و به نمایش می‌گذارد و هم برای مشتری غربی مدرن قابل استفاده است.
نمایش مد لباس افغانی امسال در لندن که تعدادی از اعیان و اشراف کشور و دیپلومات‌های کشورهای غربی و سران ارتش بریتانیا و خانواده‌های آنها در آن شرکت کردند، برای گرامیداشت از دکتر "کرین وو"، پزشک بریتانیایی که چند ماه قبل در شمال شرق افغانستان به طرز دلخراشی به قتل رسید، برگزار شد. دکتر وو که سال قبل خود یکی از برگزارکننده‌های نمایش مد لباس افغانی در لندن بود، یکی از بانی‌های این مراسم در بریتانیا نیز به شمار می‌رفت.
لباس‌هایی که امسال در این مراسم به نمایش گذاشته شدند، با پوشش‌های نمایشی هر سال دیگر متفاوت‌ بودند. این برنامه، افزون بر این که قسمت‌های مختلف فرهنگ افغانستان، اعم از فرهنگ تاجیک‌ها، ازبک‌ها، ترکمن‌ها و هزاره‌ها در شمال، غرب و مرکز افغانستان، و پشتون‌ها در جنوب را به نمایش می‌گذاشت، از لباس‌های سنتی کوچی‌ها و بلوچ‌ها و نورستانی‌ها نیز بهره گرفته بود.
همچنین آمیزش لباس‌های اقوام مختلف با همدیگر که اتحاد تنوع فرهنگی در افغانستان را به نمایش می‌گذاشت، با طرح‌های مدرن غربی بیننده را مجذوب خود می‌ساخت. کلاه‌های ترکمنی، کلاه‌های پوست قره‌کل با لباس‌های دستی‌دوخت کوچی‌ها و نورستانی‌ها و دست‌دوزی‌های پشتون‌ها، پیراهن‌های رنگارنگ هزارگی با طرح‌های غربی بر تن مدل‌های اروپایی که بر روی قالی‌های افغانستانی راه می‌رفتند، تابلوی رنگ‌آمیزی‌شدۀ قشنگی از فرهنگ جهانی امروز را به تصویر می‌کشید.
یک نوآواری دیگر که خانم شیرزاد در کارهای خود انجام داده بود، استفاده از حسن خط و زیبایی ادبیات فارسی، به ویژه شعر فارسی، در طرح لباس‌های خود بود. او ابیاتی از غزلیات حافظ را با هنرمندی بر روی پیراهن‌ها نوشته بود که به زیبایی لباس‌ها افزوده بود.
زلیخا شیرزاد هدف خود از پروژه "طرح ظریف" را زنده نگه داشتن فرهنگ افغانی می‌گوید. به گفتۀ او، "افغانستان تنها جنگ، ترور، بدبختی و برقع نیست". او با این کار می‌خواهد چهره‌ای متفاوت از افغانستان ارائه دهد؛ چهره‌ای که تنها رنگ خاکستری در آن نیست، بلکه تلألؤ تمامی رنگ‌ها را می‌توان در آن مشاهده کرد.
تا به حال به علاوۀ کابل و لندن، نمایشگاه‌های لباس "طرح ظریف" در نیویورک، دهلی، دوبی و پاریس نیز برگزار شده‌است. و او در نظر دارد که با جلب حمایت خارجی‌ها بتواند کارگاه‌های تولید لباس خود را در افغانستان وسعت بخشد و برای تعداد بیشتر هموطنان خود زمینۀ کار را فراهم کند.
در مراسم مد لباس امسال در کنار نمایش طرح‌های مختلفی از لباس‌های افغانی، رقص ایرانی به اجرای "ایوا فرهنگ" بود که بر جذابیت محفل افزود.
هدف اصلی از برگزاری این نمایش مد لباس جمع‌آوری کمک برای دو سازمان خیریۀ Afghan Aid یا "امداد افغانستان" و "ا بی اف" یا مؤسسۀ خیریۀ سربازان بریتانیایی عنوان شده‌است.
در گزارش مصور این صفحه صحنه‌هایی را از این برنامۀ فرهنگی خواهید دید که با توضیحاتی از زلیخا شیرزاد همراه است.
عکس‌های اين گزارش را جرجينا کريگ هاروی Georgina Craig-Harvey برداشته‌است.


از طرفی دیدن همچین کاری توی کشور ظاهرا نابسامانی مثل افغانستان، جای خوشحالی و تحسین داره، اما از اون طرف باید با طرح ها و لباس های شرق و شمال شرق ایران کم کم خداحافظی کنیم چون قراره در حافظه دنیا به اسم فرهنگ افغانی ثبت بشن...
چرا ما همه چی مون به همه چی مون می آد؟ چرا سهمی توی مسائل جهانی نداریم؟ مثلا همین صنعت پوشاک. تولید پیشکشمون، طراحی رو که توانش رو داریم. نداریم؟