جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

نوروز، پیروز

نوروز جشن نیایش ایزد رپیتوین است، فرمانروای گرمای نیمروز و تابستان که با تازش اهریمن سرما به جهان، خود را در زیر زمین جای می‌دهد تا آبهای زیرزمینی را گرم نگهدارد و ریشه گیاهان و درختان را پرستاری کند تا زنده بمانند. او در ظهر نوروز به روی زمین برمی‌گردد و جشن بزرگ پیروزی نیکی بر بدی و بهار بر زمستان و شکوفایی درختان و گلها و سبزه‌ها آغاز می‌شود. از این رو نوروز را جشن پیروزی می‌نامند و در شادباشها می‌گویند: نوروزتان پیروز باد!
از نوروز این کهن میراث زاینده جاویدان، این جشن زمین و زمان و رستاخیز هر ساله طبیعت بسیار گفته شده است. اگرچه سخن راندن در رابطه با نوروز تکرار مکررهاست اما به احترام این زیبا سنت ایرانی، بر آن مروری می‌کنیم در هفت بخش، که عدد هفت در نزد ايرانيان مقدس بوده، به خاطر ستارگان هفتگانه (خورشيد، عطارد، زهره، زمين، مريخ، مشتري و زحل)، به خاطر مقدسان جاويدان يعني اهورامزدا و شش امشاسپند. و این هفت را درجای جای تاریخ و اسطوره ایران زمین به یادگار داریم، هفت خوان رستم، هفت مرحله عرفان، هفت پله آرامگاه کوروش. و اما نوروز:
1- از هفت سین آن بسیار گفته شده که گاه هفت چین و گاه هفت شین و حتی هفت میم اش خوانده‌اند و باز با همان اصالت ساده و زیبنده‌اش هفت سین مانده، با سین هایی که در زبان پهلوی با (س) شروع می‌شده‌اند، از گیاهان هستند و خوردنی‌اند یعنی سبزی، سیب، سنجد، سماق، سرکه، سمنو و سیر که اینها گواهی است به سنت کشاورزی ساکنان ایرانویج و احترام آنان به نباتات آفریده اهورامزدا و همراه با کتاب مقدس، آینه، نان، آب، ماهی و تخم مرغ برکت و زایش را در سال نو به خانه ایرانیان دعوت می‌کرده است.
2- از حاجی فیروزش گفته شده که با دایره زنگی به استقبال عید نوروز می‌رود. او که همان خدای نباتی است با چهره‌ای سیاه رنگ می‌آید که رفتن فصل زمستان و بازگشتش از دنیای مرگ را نوید می‌دهد و لباسی قرمز‌ رنگ دارد که زندگی مجدد و تولد بهار را مژده می‌دهد. حاجی فیروز سمبل شاه شهید شونده است و یادآور کشتن شاه ناتوان و بیمار و انتقال روح آسمانی موروثی اش به جانشین جوان و فرزانه‌ای که اداره جامعه و صلاح مردمان را به دست گیرد چرا که حیات و سعادت مردمان یک سرزمین به جسم و جان سالم شاه بستگی دارد.
3- از جشن‌های استقبال و بدرقه‌اش گفته‌اند که ایرانیان با افروختن آتش سوریک (سوری) فروهر درگذشتگان خود را به سمت خانه راهنمایی می‌کرده‌اند و با پريدن از روي آتش به یاد گذر سياوش از آتش براي اثبات بي گناهي‌اش و خواندن «زردی من از تو، سرخی تو از من» گناه، بیماری و ناخوشی را همراه زمستان از خود می‌رانند و چشم انتظار ورود بهار می‌شوند. و سیزده بدر که در آن برای بدرقه نوروز سبزه‌های عید را به آب می‌سپردند و روزی است که باید در طبیعت و به ساز و آواز و بازی‌های دسته جمعی الک-دولک، جفتک چارکش و چلتوپ گذراندش و برای ادامه سالی نیکو آماده شد.
4- از نغمه‌های متنوع نوروزی گفته شده که هنرمندان و خنیاگران این سرزمین به افتخار نوروز و بر اساس اسطوره‌ها، آیین‌ها و نیز شئون مختلف زندگی مردم این کهن دیار ساخته و به یادگار گذاشته‌اند. از آیین نوروزخوانیِ خنیاگران دوره گرد که قبل از نوروز برگزار می‌کرده‌اند تا مژده رسیدن بهار را به اهالی هر کوی و برزن بدهند تا ترانه های نوروزی که توسط خنیاگران حرفه‌ای اجرا می‌شده است. ترانه های نوروز بزرگ، نوروز خردک، نوروز خارا، باد نوروز، سازیا ناز نوروز، نوروز کیقباد و آیین جمشید از آن جمله‌اند.
5- از جغرافیای گسترده نوروز گفته شده که از مرزهای فلات ایران گذشته و سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، سراسر قفقاز و آسیای میانه، چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، آسیای کوچک، ارمنستان، کانادا، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال، تبت، لبنان و ... را درنوردیده است چرا که نه فقط هرجا که ایرانیان رفته‌اند نوروز را شناسانده‌اند که احترام به طبیعت و زایش دوباره آن در روح همه ملل جهان نهفته است.
6- از بزرگداشت درگذشتگان در ایام پنجه گفته شده که پنج روز آخر سال (پنجه‌ی دزدیده شده) سمبل دوران آشوب پیش از خلقت است و یادآور رستاخیز مردگان و خارج از زمان این جهان است و به مردگان تعلق دارد. بر سر مزار درگذشتگان رفتن و پاکیزه و آماده کردن خانه برای آمدن فروهر نیاکان که در پنجه به این جهان باز می‌گردند و به دیدار خانواده‌ها و آشنایان خود می‌روند مخصوص این روزهاست.
7- از سنت دید و بازدید نوروز گفته شده که نوروز شاهان ایرانی شش روز بوده. پنج روز با نام نوروز عامه که به بارعام پادشاه برای مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) اختصاص داشته و نوروز خاصه یا نوروز بزرگ که همزمان با روز تولد زرتشت بوده و روز پذیرش نزدیکان شاه بوده است. و نوروز در میان مردمان که بيست و يك روز بوده براي ديد و بازديد خويشاوندان و بزرگان، گردش و تفريح و برگزاري جشن رپیتوین، جشن خردادگان و جشن فروردینگان. و نیز از نوروز قشرهای مختلف گفته شده که نوروز چوپانان از حوالی 15اسفند شروع می‌شده و 5روز بعد نوروز کشاورزان شروع می‌شده و به همین ترتیب برای دیگر اقشار جامعه.

و تا عالم بجاست، این عالم انگیزپای برجاست. (نوروز را در پاکستان عالم انگیز گویند و در تاجیکستان خیدیر)
می‌دانیم که حتی با در نظر گرفتن پتانسیل گردشگری موجود در ایران که آن را در رتبه پنجم منابع توریستی طبیعی و رتبه دهم منابع توریستی انسان‌ساز قرار می‌دهد، باز هم ما در ایران به جاذبه‌هایی در  فراخور حال گردشگران بین‌المللی نیازمندیم، جاذبه‌هایی که ملموس، زنده و پویا باشند و مشارکت گردشگر و علاقمندی او را بطلبند. و نیز می‌دانیم که بنابر اعلان سازمان جهانی گردشگری، رویه کنونی صنعت توریسم دنیا به سمت اقتصاد سبز و توسعه پایدار مناطق گردشگری تغییر کرده است. حال با مجموع این‌ها چرا ما از این جشن فرخنده طبیعت و مردمان، با این پتانسیل بالای مراسم متنوعش برای جذب توریست استفاده نمی‌کنیم؟ طبق سنت تقدس عدد هفت در میان ایرانیان، هفت پیشنهاد قابل اجرا توسط سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی ایران برای تبلیغ و معرفی نوروز به توریست‌های فرهنگی و علاقمند به آداب و رسوم جهان ارائه می‌شود:
1- برگزاری مسابقات طراحی سفره هفت سین در سطح منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی به منظور شناساندن فلسفه هفت سین ایرانی؛
2- برگزاری تورهای طبیعت گردی به مناسبت بدرقه نوروز در سیزده بدر به جهت معرفی طبیعت زیبا و متنوع ایران زمین؛
3- برگزاری جشنواره‌های موسیقی محلی در سطح ملی برای احیای ترانه‌های نوروزی و نوزایی در عرصه موسیقی؛
4- آموزش بازی‌های دسته جمعی ایرانی در تورهای ایرانگردی برای هر دوی مسافران داخلی و خارجی به منظور نشان دادن روحیه جمع‌گرای ایرانیان و نیز ترغیب روحیه کار گروهی؛
5- برگزاری مسابقات عکاسی در سطوح ملی و بین‌المللی با سوژه سنت نوروز برای جلب توجه هنرمندان و رسانه‌های جهان به عنوان عوامل آموزش و تبادل فرهنگی؛
6- ساخت مستندهای کوتاه در مورد نوروز و سنن ایرانی جهت پخش در شبکه‌های جهانی؛
7- و آخرین پیشنهاد و البته مهمترین آنها برگزاری مراسم تحویل سال نو با دعوت از توریست‌ها برای تجربه جشن نوروز در فضای ایرانی.

چهارشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۸

برآشفتن آرامش دریایی قشم

طبق تعریف سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) توریست کسی است که با سه شرط حداقل 24 ساعت و حداکثر یک سال اقامت در مقصد و داشتن هدفی غیر از اشتغال از مبدایی به مقصدی می‌رود. و در تعریف بعضی آژانس‌های وطنی توریست کسی است پول به حساب واریز کند با هر هدفی برای سفر!
بر اساس آمار و گزارش‌های موجود، ساکنان منطقه آزاد قشم به دلیل تحریک اقتصاد محلی ناشی از ورود گردشگران و نیز ایجاد مشاغل جدید که طیف متنوعی از تامین خوراک و محل اقامت برای گردشگران تا فروش صنایع دستی و صدف را دربر می‌گیرد، از توریستی بودن منطقه‌شان رضایت دارند. فرهنگ بومی قوی حاکم بر قشم و رفاه معنوی (نسبی) موجود مانع از تاثیر پذیری مردم آن از مسافران رنگارنگش شده است. اما این فقط یک روی سکه است. رویه‌ای که به خاطر رشد نقدینگی جامعه در سالهای اخیر در شهرهای کوچک و حتی بزرگ ایران باب شده ظهور انبوه تاجران خرده‌پایی است که مناطق آزاد جنوب و مناطق مرزی کشور را برای خرید هر آنچه بتوان فروخت هدف گرفته‌اند. منطقه آزاد جزیره زیبای قشم نیز از این رهگذر خرید و فروش و تقلب و قاچاق و ازدحام و ... بی‌نصیب نمانده است. قشم اصالت و آرامش خود را به دست فروشندگان غیر بومی و بازارهای مثلا مدرن و برج سازان طبیعت ستیز سپرده است تا رفاه مادی را بخرد. سواحل ماسه‌ای، صخره‌ای و جنگلی قشم دیگر تمیز و خلوت نیستند. راهروهای بازارهایش نظم و نظافت به خود نمی‌بینند. و قایق ماهیگیران درگهانش به گل نشسته است.
اصولا مفهوم نوین توسعه پایدار (Sustainable Development) با مفهوم سنتی توسعه که بر محور رشد اقتصادی بنا شده است، تفاوت ‎اساسی دارد. آن‌چنان‌که کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه (WCED) اصطلاح توسعه پایدار را این‌چنین تعریف کرده است: "توسعه پایدار آن نوع توسعه‌ای است که احتیاجات نسل حاضر را بدون لطمه زدن به سهم و توان نسل‌های آتی برای تأمین نیازهایشان، برآورده ‎نماید." و بر مبنای این تعریف، هر جامعه‎‌ای قبل از پرداختن به توسعه، پیشرفت و پایداری، باید عدالت بین نسل‌ها و نیز درون نسل‌ها را تأمین کند. و این را نیز می‌افزاییم که ما در قبال نسل‌های آینده نه فقط مسئولیت نگهداری از منابع و میراث تاریخی و طبیعی‌مان را داریم که فرهنگ و میراث غیرمنقول‌مان شامل باورها و فولکلور را نیز باید سالم و اصیل به آنها انتقال دهیم، پس باید با فرهنگ‌سازی و تبلیغات صحیح به مردمان نواحی مختلف کشورمان کمک کنیم تا با صرف مقایسه ظاهر زندگی روزمره‌شان با دیگران در پی شبیه دیگران شدن و از خود بیگانگی برنیایند.
اما قشم نیز مانند بسیاری مناطق توریستی دیگر جهان که از آسیب‌های توریسم انبوه جان سالم بدر نبردند، به خودی خود و با قلعه‌های نادری و پرتغالی‌اش یارای مقاومت در برابر تهاجم توریسم انبوه را ندارد. بازارهای مدرن و نامانوس درگهان را با آهن و بتون بر روی بستر خشکانیده شده دریا می‌سازند. و ماهیگیران درگهان احتمالا دیر یا زود مجبور به ترک شغل سنتی خود و فروشندگی کالاهای رنگارنگ چینی می‌شوند. مگر نه اینکه این مردم بومی هستند که بیش از همه تحت تاثیر هر نوع تغییرات در منطقه (چه مثبت و چه منفی) قرار می‌گیرند؟ چرا هیچ مشورتی با آنها صورت نمی‌گیرد؟ چرا صدای اعتراض ماهیگیران درگهان به جایی نمی‌رسد؟ تغییر و نوسازی در هر منطقه‌ای باید متکی بر بررسی دقیق نیازها و تبعات انسانی باشد نه بر اساس راحتی و خوشایند سرمایه‌گذاران حرفه‌ای. ارزش‌های فرهنگی جامعه، ساختار اقتصادی آن، محیط زیست، حضور غیر بومی‌ها و دیگر مسائل مرتبط همه باید در نظر گرفته شود. تجارب کشورهای دیگر جهان در توسعه باید راهگشای فعالیت‌ها و نوسازی ما باشد. قبل از آنکه دیر شود باید توریسم قشم را مدیریت کرد.
ژئوپارک 30هزار هکتاری قشم با هشت سایت نمکدان، تنگه چاه کوه، دره ستاره افتاده، تنگه عالی، دره تندیس‌ها، دره شور و کورکورا کوه در کنار سایر سایت‌های تاریخی و طبیعی موجود در جزیره قشم بهترین فرصت و مناسب‌ترین جاذبه جایگزین برای فعالیت‌های تجاری بی‌حد موجود در قشم و به تعادل رسانیدن آن است. قاعدتا تغییر جاذبه و تبلیغات قشم، تعدیل نوع مسافران آن از بازار دوست به طبیعت دوست را به همراه دارد و حتی در دیدگاه ایده‌آلیستی ورود اکوتوریست های بین المللی و ارز آوری را در پی خواهد داشت.

منابع:
1. ام. اروین الکساندر، مردم شناسی کاربردی، مترجم مهرداد وحدتی، تهران، نشر افکار، 1386
2.دوماهنامه مسافران / شماره 51و52 / دی و بهمن 1388 / صفحات 50-48
3. http://www.nahal-ngo.org
4. مطالعات میدانی نگارنده در محل

پ.ن: این مقاله تحت عنوان "بازارهايي كه آرامش سواحل قشم را برآشفته مي‌كنند" در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی منتشر شده است.

به بهانه شروع

اصولا از اون دسته آدم هایی هستم که همیشه یک خروار کار و ایده دارن و حتما هم نصفه نیمه! و البته خیلی از این ایده‌ها، فکرها و خواسته ها حتی مجال به ظهور رسیدن هم پیدا نمی کنن چه برسه به ادامه یافتن. ه
ناامید کننده اینجاست که بعضی وقتها می بینی اون خرگوشه هستی و اعتماد به نفس و خیالات شیرین باعث شده از لاک پشت عقب بمونی... وبلاگ و وبسایت هم تابحال توی نوبت بودن تا به موجودیت برسن! بالاخره هم براشون تصمیم خوبی گرفتم اونم همین آخر سالی! باشد که رستگار شویم! ه