چهارشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۸

برآشفتن آرامش دریایی قشم

طبق تعریف سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) توریست کسی است که با سه شرط حداقل 24 ساعت و حداکثر یک سال اقامت در مقصد و داشتن هدفی غیر از اشتغال از مبدایی به مقصدی می‌رود. و در تعریف بعضی آژانس‌های وطنی توریست کسی است پول به حساب واریز کند با هر هدفی برای سفر!
بر اساس آمار و گزارش‌های موجود، ساکنان منطقه آزاد قشم به دلیل تحریک اقتصاد محلی ناشی از ورود گردشگران و نیز ایجاد مشاغل جدید که طیف متنوعی از تامین خوراک و محل اقامت برای گردشگران تا فروش صنایع دستی و صدف را دربر می‌گیرد، از توریستی بودن منطقه‌شان رضایت دارند. فرهنگ بومی قوی حاکم بر قشم و رفاه معنوی (نسبی) موجود مانع از تاثیر پذیری مردم آن از مسافران رنگارنگش شده است. اما این فقط یک روی سکه است. رویه‌ای که به خاطر رشد نقدینگی جامعه در سالهای اخیر در شهرهای کوچک و حتی بزرگ ایران باب شده ظهور انبوه تاجران خرده‌پایی است که مناطق آزاد جنوب و مناطق مرزی کشور را برای خرید هر آنچه بتوان فروخت هدف گرفته‌اند. منطقه آزاد جزیره زیبای قشم نیز از این رهگذر خرید و فروش و تقلب و قاچاق و ازدحام و ... بی‌نصیب نمانده است. قشم اصالت و آرامش خود را به دست فروشندگان غیر بومی و بازارهای مثلا مدرن و برج سازان طبیعت ستیز سپرده است تا رفاه مادی را بخرد. سواحل ماسه‌ای، صخره‌ای و جنگلی قشم دیگر تمیز و خلوت نیستند. راهروهای بازارهایش نظم و نظافت به خود نمی‌بینند. و قایق ماهیگیران درگهانش به گل نشسته است.
اصولا مفهوم نوین توسعه پایدار (Sustainable Development) با مفهوم سنتی توسعه که بر محور رشد اقتصادی بنا شده است، تفاوت ‎اساسی دارد. آن‌چنان‌که کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه (WCED) اصطلاح توسعه پایدار را این‌چنین تعریف کرده است: "توسعه پایدار آن نوع توسعه‌ای است که احتیاجات نسل حاضر را بدون لطمه زدن به سهم و توان نسل‌های آتی برای تأمین نیازهایشان، برآورده ‎نماید." و بر مبنای این تعریف، هر جامعه‎‌ای قبل از پرداختن به توسعه، پیشرفت و پایداری، باید عدالت بین نسل‌ها و نیز درون نسل‌ها را تأمین کند. و این را نیز می‌افزاییم که ما در قبال نسل‌های آینده نه فقط مسئولیت نگهداری از منابع و میراث تاریخی و طبیعی‌مان را داریم که فرهنگ و میراث غیرمنقول‌مان شامل باورها و فولکلور را نیز باید سالم و اصیل به آنها انتقال دهیم، پس باید با فرهنگ‌سازی و تبلیغات صحیح به مردمان نواحی مختلف کشورمان کمک کنیم تا با صرف مقایسه ظاهر زندگی روزمره‌شان با دیگران در پی شبیه دیگران شدن و از خود بیگانگی برنیایند.
اما قشم نیز مانند بسیاری مناطق توریستی دیگر جهان که از آسیب‌های توریسم انبوه جان سالم بدر نبردند، به خودی خود و با قلعه‌های نادری و پرتغالی‌اش یارای مقاومت در برابر تهاجم توریسم انبوه را ندارد. بازارهای مدرن و نامانوس درگهان را با آهن و بتون بر روی بستر خشکانیده شده دریا می‌سازند. و ماهیگیران درگهان احتمالا دیر یا زود مجبور به ترک شغل سنتی خود و فروشندگی کالاهای رنگارنگ چینی می‌شوند. مگر نه اینکه این مردم بومی هستند که بیش از همه تحت تاثیر هر نوع تغییرات در منطقه (چه مثبت و چه منفی) قرار می‌گیرند؟ چرا هیچ مشورتی با آنها صورت نمی‌گیرد؟ چرا صدای اعتراض ماهیگیران درگهان به جایی نمی‌رسد؟ تغییر و نوسازی در هر منطقه‌ای باید متکی بر بررسی دقیق نیازها و تبعات انسانی باشد نه بر اساس راحتی و خوشایند سرمایه‌گذاران حرفه‌ای. ارزش‌های فرهنگی جامعه، ساختار اقتصادی آن، محیط زیست، حضور غیر بومی‌ها و دیگر مسائل مرتبط همه باید در نظر گرفته شود. تجارب کشورهای دیگر جهان در توسعه باید راهگشای فعالیت‌ها و نوسازی ما باشد. قبل از آنکه دیر شود باید توریسم قشم را مدیریت کرد.
ژئوپارک 30هزار هکتاری قشم با هشت سایت نمکدان، تنگه چاه کوه، دره ستاره افتاده، تنگه عالی، دره تندیس‌ها، دره شور و کورکورا کوه در کنار سایر سایت‌های تاریخی و طبیعی موجود در جزیره قشم بهترین فرصت و مناسب‌ترین جاذبه جایگزین برای فعالیت‌های تجاری بی‌حد موجود در قشم و به تعادل رسانیدن آن است. قاعدتا تغییر جاذبه و تبلیغات قشم، تعدیل نوع مسافران آن از بازار دوست به طبیعت دوست را به همراه دارد و حتی در دیدگاه ایده‌آلیستی ورود اکوتوریست های بین المللی و ارز آوری را در پی خواهد داشت.

منابع:
1. ام. اروین الکساندر، مردم شناسی کاربردی، مترجم مهرداد وحدتی، تهران، نشر افکار، 1386
2.دوماهنامه مسافران / شماره 51و52 / دی و بهمن 1388 / صفحات 50-48
3. http://www.nahal-ngo.org
4. مطالعات میدانی نگارنده در محل

پ.ن: این مقاله تحت عنوان "بازارهايي كه آرامش سواحل قشم را برآشفته مي‌كنند" در سایت خبرگزاری میراث فرهنگی منتشر شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر