شهر فوارهها
گزارش سفر زمینی به شهر ایروان پایتخت ارمنستان
هایاستان (نام ارمنستان به زبان ارمنی) اولین کشور مسیحی جهان است، در سال 301 یعنی 12سال قبل از اعلام رسمی مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراطوری روم در 313 میلادی توسط کنستانتین، پادشاه ارمنستان مسیحیت را دین رسمی کشورش اعلام کرد. و این مساله چشمگیرترین چیزی است که در هنگام سفر به ارمنستان با آن مواجهید چرا که هزاران کلیسا و صومعه سنگی در هر منطقه ای از این کشور چه در طبیعت بکر کوهستانی و چه در محلات شیک شهرها از دوران قدیم وجود دارد. ارمنیها پیرو کلیسای حواری (Apostolic Christians) هستند که در ايران به كليساي گریگوری نیز معروف است. جاثلیق کل ارامنه -مقامی مثل پاپ کاتولیک ها- در اچمیادزین (واقارشاپات) معروف به مکه ارامنه زندگی میکند. معروف است که اولین کلیسای ارمنستان در این محل و توسط گریگور روشنگر (Gregory the Illuminator) در سال 303 ميلادي ساخته شده است.
ارمنستان کشوری است کوهستانی که به واسطه احاطه توسط گرجستان از شمال، آذربایجان از شرق، ایران از جنوب و ترکیه از غرب به آبهای آزاد راه ندارد. در طول تاریخ، ارمنستان به خاطر وجود و سلطه گاه و بیگاه امپراطوریهای همسایه، ایران و روم باستان، عثمانی (بیزانس) و روسیه متاخر بهای زیادی را پرداخته است تا زبان و کلیسای خود را حفظ کند. نسلکشی ارمنیها توسط دربار عثمانی و دیاسپورای عظیم ارمنیهای امروز، تلفات جنگ جهانی دوم بخاطر عضویت در اتحاد جماهیر شوروی قسمتی از آن است.
بر اساس تقسیم بندی موجود در Wikitravel 5منطقه عمده جغرافیایی در ارمنستان بدینگونه است:
- ارمنستان مرکزی: محدوده ایروان و در واقع مرکز سیاسی ارمنستان. بیشترین موزهها و مراکز هنری در ایروان واقعاند، مرکز دینی اچمیادزین و صومعه گقارد و خورویراپ و شکارگاه خسرو نیز همه در این منطقه اند.
- منطقه دریاچه سوان: با مرکزیت دریاچه سوان در ارتفاع 2000 متری که خود توسط آثار باستانی، کلیساها و صومعهها و همچنین سواحل محبوبش احاطه شده است.
- ارمنستان شمالی: منطقه کوهستانی نزدیک به مرز گرجستان با کلیساها و صومعههایی شگفت و زیبا. تنگه رودخانه دِبید و ناحیه دورافتاده شمشادین آن را نمیتوان از دست داد.
- ارمنستان جنوبی: زیباترین منطقه از طبیعت ارمنستان است که نزدیک به مرز ایران است، در درههای زیبا و دوردست آن صومعه تاتائو، صومعه نوراوانک، غار مُزرو، کاروانسرای سِلیم و سنگ نوشتههای کوههای اوقتاسر خودنمایی میکنند.
- قره باغ: اگرچه که به لحاظ سیاسی جزو کشور آذربایجان محسوب میشود اما در واقع مستقل از آذربایجان است و نه تنها نژاد مردم آن ارمنی است که تنها راه دسترسی به آن نیز از طریق ارمنستان است. علاوه بر طبیعت زیبا و متمایز، شهرهای آقدام و شوشی که هردو در جریان بحران قره باغ ویران شدند توریستی ترین مراکز آن هستند.
ایروان پایتخت و بزرگترین شهر ارمنستان با فاصله جمعیتی زیاد نسبت به دیگر شهرهاست. سایر شهرهای مهم ارمنستان گیموری (شیراک) – واندازور (لوری) – دلیجان (تاووش) که به خاطر جنگلهای انبوهش به سوئیس کوچک محبوب است – جرموک (وایوتس دِزور) که به خاطر آبهای معدنی گازدارش معروف است – تساغکادزور (کوتایک) منطقه اسکی ارمنستان میباشند.
محلههای ایروان:
بیشترین دیدنیهای ایروان در مرکز این شهر جمع شده است که البته به راحتی در دسترس است و میتوان محدوده مرکزی را که اتفاقا انتخابهای زیادی برای سرگرم شدن را عرضه میکند را پیاده گشت. بقیه شهر ایروان تقریبا مناطق مسکونی یا تجاری آن هستند. 5محله اصلی ایروان به این شرحند:
- کِنترون، مرکز شهر: محلیها اینجا را کِنترون مینامند. قلب ایروان و اصلا ارمنستان است. معماری این منطقه جزیی از طرح شهر دایرهای تامانیان است با دو مرکز: میدان بزرگ جمهوری و محله شیک اپرا که توسط خیابانهای نوساز به هم متصلاند. دانشگاههای ایروان، موزه ها، هتلها و کافه و رستورانها نیز در همین منطقهاند. بنابراین عجیب نیست که بیشتر توریستها از این منطقه فراتر نمیروند.
- بِیرکَموتیون: این کلمه به معنای دوستی است و فضای اطراف ایستگاه مترویی به همین نام است. مرکز خرید و خیابانهای کییِویان و کُمیتاس دیدنیهای اینجاست.
- یادبود (مانومِنت): بالای پلههای کاسکاد (هزارپله) برج یادبود پیروزی شوروی در جنگ جهاتی دوم و نیز یادبود شهدای ارمنی این جنگ خودنمایی میکند. پارک ویکتوری در پشت برج، موزه کافِسیجان -که در حال ساخت است- با کلکسیونی از هنر مدرن در کنار برج دیگر دیدنیها هستند.
- بنگلادش: در زمان ساخته شدنش به واسطه بعد مسافت توسط اهالی شهر بنگلادش نامیده شد! مرکز خرید است اما چندان مناسب توریستها نیست.
- نور نورک: آخرین پروژه توسعه فضای مسکونی ایروان در زمان عضویت در اتحاد جماهیر شوروی است که به طور عمده بلوکهای ساختمانی یکدست است. و معمولا برای بازدید از معبد گارنی و صومعه گقارد از کنار آن باید عبور کرد.
در دوران اتحاد جماهیر شوروی ایروان به خاطر رنگ سنگهای ساختمان هایش و جمعیت جوانش به شهر صورتی معروف بوده است. قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شهر ایروان تحت هنر الکساندر تامانیان معمار، یک بازسازی عظیم را به خود دید. یک شهر کامل با سبک نئو کلاسیک با خیابانهای پهن آنچنان که شبیه پاریس، وین و سنت پطرزبورگ باشد.
میدان اصلی شهر که تقریبا تمام راههای این شهر به آن ختم میشود هراپراگ یا جمهوری نام دارد که به طرز جالبی هیچ وجه مشخصهای ندارد بلکه ساختمانهای اطراف هستند که هویت آن را شکل داده اند. در واقع این میدان هیچوقت فرصت نیافت تا شکلی که تامانیان برایش در نظر گرفته بود را به خود بگیرد. ساختمانهای خانه دولت، وزارت ارتباطات و هتل ماریوت در اطراف این میدان بهترین نمونههای سبک نئو کلاسیک با جزئیات ارمنی هستند. و ساختمان وزارت خارجه و موزه هنر نیز تقلیدی مدرن از آنها هستند.
دیدنیهای ایروان:
- استحکامات اربونی: باقیمانده استحکامات باستانی شهر ایروان باقیمانده از زمان اورارتوها.
- میدان جمهوری: این میدان هیچوقت فرصت نیافت تا شکلی که تامانیان برایش در نظر گرفته بود را به خود بگیرد. ساختمان خانه دولت، وزارت ارتباطات و هتل ماریوت بهترین نمونههای سبک نئوکلاسیک با جزئیات ارمنی هستند. ساختمان وزارت خارجه و موزه هنر نیز تقلیدی مدرن از آنها هستند.
- نورثرن اونیو! (خیابان شمالی): پیاده روی در این خیابان که اپرا را به میدان جمهوری وصل میکند از سال 2008 ممکن شده است. شاید بتوان آن را واکنشی پست-مدرن به معماری ایروان بعد از جنگ دانست. اینجا به نوعی مرکز خرید است که به خیابانهای سایان نوا، تریان، تومانیان و آبویان راه دارد.
- خیابان آبویان: نمونههایی نادر از هنر Belle Époque، Art Nouveau، early Modern و Moorish Revival style در آبویان و خیابان نعلبندیان که به منزله حیات پشتی آبویان است وجود دارد.
- اپرا: مرکز لطافت شهر است. ساختمان آن مدلی است از SemperOper شهر درسدن آلمان. اگرچه ساختمان اپرا هنوز کامل نیست -تزئینات ناتمام است و مجسمهها در محلشان نصب نشده اند- اما ساختمان ایروان به خاطر دو طرفه بودن زیبایی مضاعف دارد. یک طرف (ورودی سمت میدان آزادی یا تئاتری) اپرا و سالن تئاتر باله است و سمت خیابان ورودی سالن کنسرت خاچاطوریان است.
- میدان آزادی یا تئاتری: به نوعی بخشی از اپرا است. شمال این میدان ساختمان اپراست با پارکی پر از کافههای فضای باز در غرب آن. جنوب این میدان به نورثرن اونیو! (خیابان شمالی) منتهی میشود و شرق آن به سمت پارکی به نام پارک دریاچه سوان میرود. در انتهای پارک دریاچه سوان مجسمهای از آرنو باباجانیان آهنگساز ارمنی قرار دارد، این پارک محل برگزاری نمایشگاههای فضای باز است.
- کاسکاد، پارک مجسمه و موزه کافِسیجان: پارک مجسمه یک محله سبز کوچک درست در شمال اپراست و مجسمههایی از بوترو و دیگر هنرمندان جهان در آن قرار دارد. خود پارک به نوعی بخشی از موزه کافِسیجان تلقی میشود –شاید بتوان آن را مدل ارمنی گوگنهایم دانست. اما مهمترین بخش موزه کاسکاد است که نسخهای است به سبک آرت دکو از باغهای معلق بابل! یک پلکان عظیم سفید است در دامنه ارتفاعات ایروان با فوارهها و آبشارهایی زیبا. پلههای بالایی کاسکاد منظرهای تماشایی از کوه آرارات و یک نمای پانوراما از از شهر ایروان با سقفهای رنگارنگ جلویتان میگشاید. طبقه اول موزه، کتاب فروشی و همچنین پله برقی کاسکاد (تا ساعت 11 شب فعال است) رایگان هستند.
- خیابان مُشتات: بزرگراهی است در مرکز شهر و همچنین محلی برای وقت گذرانی عابرین با ترافیکی سنگین. سه ساختمان مهم این خیابان ماتناداران، بلوماسک (مسجد کبود) و بازار سرپوشیده است. ماتناداران محل نگهداری مجموعهای از دست نوشتههای دینی ارمنی است. مسجد کبود متعلق به قرن 18 و بازماندهای است از مسلمانان شیعه شهر ایروان پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است که در سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ خورشیدی از سوی بنیاد مستضعفان و جانبازان و توسط معماران ایرانی بازسازی شده است. بازار سرپوشیده با ساختمانی زیبا محل فروش ماهی، غذاهای خشک و کنسروجات است.
- فوارههای آوازه خوان: در محوطه جلوی گالری هنر (ساختمان موزه) واقع در میدان جمهوری، از اوایل بهار تا اواخر پاییز هر شب بین ساعت 10 تا 11 نمایشی رایگان از فواره و نور برپا میشود با اجرای قطعات کلاسیک و همچنین جاز، راک و پاپ (عموما روسی یا امریکایی).
- کارخانه مشروب سازی آرارات: قدیمی ترین کارخانه ارمنستان است. به طور روزانه تورهایی برای بازدید توریستها برقرار است همراه با تست!
چرا شهر فواره ها؟ میگویند در ایروان به تعداد سالهای عمر کشور این شهر فواره وجود! همه این فوارهها که تنوع زیادی هم در شکل و اندازه دارند آب چشمه به شما تعارف میکنند.
و اما سفر ما:
بعدازظهر 29 اسفند سال 88 با اتوبوس مسافرین نوروزی، مشهد را به قصد ارمنستان ترک کردیم. تحویل سال و هفتسین به یاد ماندنیمان را مهمان کافهای نزدیک سبزوار بودیم.
صبحانه سال نو نه چندان متنوع نزدیک قزوین و برف و کولاک مسیر را با مهمان نوازی و ناهار لذیذ کاروانسرای زنجان جبران کردیم. گردنههای مرزی ایران که به کشورهای همسایه شمال غرب منتهی میشود را با خرده استرسی مشهود در چهره همسفران از بابت پیاده و سوار کردن چمدانها و خروج و انتظار ورود گذراندیم و اولین شب که نه اولین نصفه شب سال نو را خواب زده مهمان مرز ایران و ارمنستان بودیم. جالب اینجاست که مرز زمینی ارمنستان با ایران عمدتا پذیرای مسافرین ایرانی است اما دریغ از حضور ماموری آشنا به زبان فارسی برای هدایت انبوه مسافران و شاید تک و توک ماموری آشنا به انگلیسی. و بدتر از همه دریغ از رفتار محترمانه! شاید خودمان نمیخواهیم محترم باشیم وگرنه روابط دیپلماتیک حسنهای بین این دو کشور برقرار است....
کوهستان پر پیچ و خم ارمنستان مناظر زیبایی را از طبیعت، زندگی ساده و شهرهایی محصور در میان درهها به نمایش میگذارد. خواهران دوقلوی آرارات و کشتی نوح سفیدپوش بودند. صبح دوم فروردین در کافهای تمیز با بخاری هیزمی قدیمی صبحانهای لذیذ با سبزیجات باغچهشان خیر مقدم ورود به ارمنستان بود. در بخشهای جنوبیتر مسیر، پیچهای راه 360 درجه بودند و نفس گیر و فقط مهارت و توانایی راننده بود که مسافرین را در خواب نگه میداشت.
به خاطر تنوع زیاد اقلیم، از مناظر لم یزرع تا جنگلهای انبوه و تا قلل پوشیده از برف و یک دریاچه مرتفع و نیز راهها، درهها و تنگههای مسیر کوهستانی، ارمنستان بزرگتر از آنچه هست به نظر میرسد و هیچ مسافری در این کشور کوچک کوهستانی خسته نمیشود.
حوالی ظهر سواد ایروان از دور پیدا شد، جای ناصرخسرو خالی! شنیده بودیم که شهر ایروان و جمعیتش اختلاف فاحشی با سایر مناطق ارمنستان دارد و واقعا این شهر شایستگی پایتخت بودن را داشت. پس از صرف ناهار ایرانی! ترتیب اقامت مسافران در هتل و آپارتمانهایی در مرکز شهر فراهم شد. همسفران ما در تمام مدت این سفر دست از سر چلو و پلوی ایرانی برنداشتند!
روز دوم اقامت در ارمنستان به دیدار از شهر و کلیسای تاریخی اچمیادزین که محل برپایی کلیسای اولیه کشور ارمنستان توسط گریگور مقدس است رفتیم، و چه جالب که علاوه بر گذر قدوم زمان بر هنر این مکان، ردپای هنر ایران و روم و روس که جمهوری ارمنستان فعلی در برهههایی از تاریخ جزیی از آنها بوده نیز هویدا بود. ناهار را در معروفترین و احتمالا بهترین! رستوران ایرانی ایروان با 2ساعت انتظار میل کردیم و طبیعتا بقیه زمان گشت بازدید از شهر تحت شعاع این ناهار ایرانی خوردن کنسل شد.
روز سوم که از بخت خوب ما هوا همچنان مساعد بود به بازدید از دریاچه آب شیرین سِوان در شرق ایروان و صومعه سوان (بنا شده در 874م) در شبه جزیره این دریاچه گذشت. دریاچه زیبای سوان مرتفعترین دریاچه قفقاز است و انواع ورزشهای آبی در آن مهیاست. ماهی قزل آلای ایشخان دریاچه و مهمان نوازی ارمنی ناهار لذیذی را برای مسافران ترتیب داده بودند! در دنباله مسیر به سمت دره گلها یا پیست اسکی و تفریحات تساغکادزور (کوتایک) رفتیم، در اینجا سه مسیر مختلف برای دسترسی به ارتفاعات طراحی کرده اند. در مسیر وسط سه تله سیژ متوالی با حداقل استاندارد لازم! و البته با سه بلیط مجزا برای دسترسی به مرتفع ترین قسمت منطقه مهیا بود. جالب اینجاست که با وجود ارتفاع زیاد منطقه حجم برف کوهها خیلی کم بود. بارش کم امسال فقط مختص ایران نبوده!
یک روز از سفر باقی مانده و دیدنیهای ایروان فراوان...
تنها زبان رسمی این کشور زبان ارمنی است که از زبانهای هندواروپایی است و به تبع عضو اتحاد جماهیر شوروی بودن زبان روسی نیز خیلی استفاده میشود، افراد معمولی به ندرت انگلیسی حرف میزنند، وضعیت در هتلها، رستورانها و فروشگاههای ایروان کمی بهتر است اما برخوردها بسیار مهربان و مهمان نوازانه است. پیرمردی در یک کتاب فروشی، جوانی در یک فرش فروشی سخاوتمندانه و مشتاق حرف میزدند.
صبحهای ایروان کند پیش میرود و مغازهها تمایلی برای زود باز کردن و حتی به موقع باز کردن ندارند. اما زندگی شبانه فعال است و متفاوت، مغازههای روز بسته میشوند و چراغهای رستورانها و کافهها پر نور. آنچه در ایروان و کل ارمنستان به شدت خودنمایی میکند نظم و احترام به قانون و همچنین تمیزی و نظافت فوق العاده است.
برگردیم به سراغ تور نوروزی: جمعه صبح بعد از چک اوت هتل، ایروان را به سمت درهها و ارتفاعات بادخیز کوهستان ترک کردیم. جمعه شب باز گمرک و چمدان بود و خروج و ورود، اما آنقدر شلوغ که نوبت انتظار در صف به سه ساعت رسید! ارمنستان حجم توریستی بسیار بیشتر از حد پیش بینی شده شان (حداقل در مبادی ورودی و خروجی) را تجربه میکند. بعد صف طولانی و سرمای شدید، حس دوباره توی ایران بودن چهره همه رو شاد کرد مخصوصا ساندویچهای وطنی گرون گمرک.
تمام شنبه را توی اتوبوس از لای برف و کولاک و تگرگ و بارون گذشتیم، اتفاقات دور و بر کنایه بر فیلمهای تخیلی میزد! از یک آزادراه میگذشتیم بعد از رادیو میشنیدیم یه اتوبوس چپ کرده و اون مسیر رو بستن... بعد صدای زنگ موبایلها شنیده میشد که شما سالمید؟ و...
صبح زود یکشنبه صدای خداحافظیها و آرزوی سلامتی و سال خوش همسفرها برای هم در فضا پیچید.
اگر به ایروان رفتید:
+ یک بازار هفتگی شنبهها (به قول ما شنبه بازار!) در میدان جمهوری برپاست و اجناس متنوعی از فرشهای سیصد ساله تا تلفنهای دهه هفتاد شوروی و حتی عروسکهای روسی تودرتو و خیلی اشیا توریست پسند دیگر را به نمایش میگذارد.
+ یک بازار کتاب زیرزمینی در محدوده متروی خیابان آبویان هست که البته بیشتر برای ارمنیها و روسی زبانها جالبه اما دیدنش خالی از لطف نخواهد بود.
+ اگرچه که عمده مردم امروز ارمنستان دیگر هر یکشنبه به کلیسا نمیروند، مگر برای مراسم عروسی، غسل تعمید و گهگاه برای روشن کردن شمع در کلیسا. اما به هرحال موقع بازدید از کلیسا هم خانمها و هم آقایان بهتر است لباسهای پوشیده (نه لزوما حجاب) به تن داشته باشند. روشن کردن شمع در کلیسا یک حرکت احترام آمیز تلقی میشود.
+ زمستان زمان خوبی برای بازدید از ایروان نیست، پیاده روها یخ زدهاند و کافه پر از سیگاری. به نظر میرسد که سیگار کشیدن معمول ترین سرگرمی این ملته! رستورانهایی که فضای نشمین آزاد دارند بهترین گریز از دود سیگاری هاست. تازگی طبیعت بهاری، کافههای شبهای تابستان و پاییز بی نقص هرکدام تجربهای متفاوت از ایروان به همراه دارند. بهترین محل برای نوشیدن یک فنجان قهوه و تماشای مردم، کافههای حوالی اُپرا هستند. مخصوصا در شبهای تابستان.
+ اگر با ارمنیها غذا میخورید حواستان باشد آنها خیلی مهمان نوازند و تا جایی که شما دیگر توان خوردن نداشته باشید به شما غذا میدهند.
+ غذایشان سالم و مطمئن است حتی اگر کنار جاده باشد.
+ آب شیر آشامیدنی است. اما بطریهای آب معدنی هم موجود است. هم گازدار با مارک جرموک و هم معمولی.
+ در حین صحبت با ارمنی ها در صورت مطرح شدن صحبتی پیرامون قضیه نسل کشی توسط دولت ترکیه، احترام به آن و نشان دادن تایید ضروری است.
+ اگرچه که تعداد دزد و جیب برها در ایروان زیادتر شده اما در مجموع ایروان شهر خطرناکی نیست فقط باید حواستان به خودتان جمع باشد.
منابع:
Wikitravel, Wikipedia
گزارش سفر زمینی به شهر ایروان پایتخت ارمنستان
هایاستان (نام ارمنستان به زبان ارمنی) اولین کشور مسیحی جهان است، در سال 301 یعنی 12سال قبل از اعلام رسمی مسیحیت به عنوان دین رسمی امپراطوری روم در 313 میلادی توسط کنستانتین، پادشاه ارمنستان مسیحیت را دین رسمی کشورش اعلام کرد. و این مساله چشمگیرترین چیزی است که در هنگام سفر به ارمنستان با آن مواجهید چرا که هزاران کلیسا و صومعه سنگی در هر منطقه ای از این کشور چه در طبیعت بکر کوهستانی و چه در محلات شیک شهرها از دوران قدیم وجود دارد. ارمنیها پیرو کلیسای حواری (Apostolic Christians) هستند که در ايران به كليساي گریگوری نیز معروف است. جاثلیق کل ارامنه -مقامی مثل پاپ کاتولیک ها- در اچمیادزین (واقارشاپات) معروف به مکه ارامنه زندگی میکند. معروف است که اولین کلیسای ارمنستان در این محل و توسط گریگور روشنگر (Gregory the Illuminator) در سال 303 ميلادي ساخته شده است.
ارمنستان کشوری است کوهستانی که به واسطه احاطه توسط گرجستان از شمال، آذربایجان از شرق، ایران از جنوب و ترکیه از غرب به آبهای آزاد راه ندارد. در طول تاریخ، ارمنستان به خاطر وجود و سلطه گاه و بیگاه امپراطوریهای همسایه، ایران و روم باستان، عثمانی (بیزانس) و روسیه متاخر بهای زیادی را پرداخته است تا زبان و کلیسای خود را حفظ کند. نسلکشی ارمنیها توسط دربار عثمانی و دیاسپورای عظیم ارمنیهای امروز، تلفات جنگ جهانی دوم بخاطر عضویت در اتحاد جماهیر شوروی قسمتی از آن است.
بر اساس تقسیم بندی موجود در Wikitravel 5منطقه عمده جغرافیایی در ارمنستان بدینگونه است:
- ارمنستان مرکزی: محدوده ایروان و در واقع مرکز سیاسی ارمنستان. بیشترین موزهها و مراکز هنری در ایروان واقعاند، مرکز دینی اچمیادزین و صومعه گقارد و خورویراپ و شکارگاه خسرو نیز همه در این منطقه اند.
- منطقه دریاچه سوان: با مرکزیت دریاچه سوان در ارتفاع 2000 متری که خود توسط آثار باستانی، کلیساها و صومعهها و همچنین سواحل محبوبش احاطه شده است.
- ارمنستان شمالی: منطقه کوهستانی نزدیک به مرز گرجستان با کلیساها و صومعههایی شگفت و زیبا. تنگه رودخانه دِبید و ناحیه دورافتاده شمشادین آن را نمیتوان از دست داد.
- ارمنستان جنوبی: زیباترین منطقه از طبیعت ارمنستان است که نزدیک به مرز ایران است، در درههای زیبا و دوردست آن صومعه تاتائو، صومعه نوراوانک، غار مُزرو، کاروانسرای سِلیم و سنگ نوشتههای کوههای اوقتاسر خودنمایی میکنند.
- قره باغ: اگرچه که به لحاظ سیاسی جزو کشور آذربایجان محسوب میشود اما در واقع مستقل از آذربایجان است و نه تنها نژاد مردم آن ارمنی است که تنها راه دسترسی به آن نیز از طریق ارمنستان است. علاوه بر طبیعت زیبا و متمایز، شهرهای آقدام و شوشی که هردو در جریان بحران قره باغ ویران شدند توریستی ترین مراکز آن هستند.
ایروان پایتخت و بزرگترین شهر ارمنستان با فاصله جمعیتی زیاد نسبت به دیگر شهرهاست. سایر شهرهای مهم ارمنستان گیموری (شیراک) – واندازور (لوری) – دلیجان (تاووش) که به خاطر جنگلهای انبوهش به سوئیس کوچک محبوب است – جرموک (وایوتس دِزور) که به خاطر آبهای معدنی گازدارش معروف است – تساغکادزور (کوتایک) منطقه اسکی ارمنستان میباشند.
محلههای ایروان:
بیشترین دیدنیهای ایروان در مرکز این شهر جمع شده است که البته به راحتی در دسترس است و میتوان محدوده مرکزی را که اتفاقا انتخابهای زیادی برای سرگرم شدن را عرضه میکند را پیاده گشت. بقیه شهر ایروان تقریبا مناطق مسکونی یا تجاری آن هستند. 5محله اصلی ایروان به این شرحند:
- کِنترون، مرکز شهر: محلیها اینجا را کِنترون مینامند. قلب ایروان و اصلا ارمنستان است. معماری این منطقه جزیی از طرح شهر دایرهای تامانیان است با دو مرکز: میدان بزرگ جمهوری و محله شیک اپرا که توسط خیابانهای نوساز به هم متصلاند. دانشگاههای ایروان، موزه ها، هتلها و کافه و رستورانها نیز در همین منطقهاند. بنابراین عجیب نیست که بیشتر توریستها از این منطقه فراتر نمیروند.
- بِیرکَموتیون: این کلمه به معنای دوستی است و فضای اطراف ایستگاه مترویی به همین نام است. مرکز خرید و خیابانهای کییِویان و کُمیتاس دیدنیهای اینجاست.
- یادبود (مانومِنت): بالای پلههای کاسکاد (هزارپله) برج یادبود پیروزی شوروی در جنگ جهاتی دوم و نیز یادبود شهدای ارمنی این جنگ خودنمایی میکند. پارک ویکتوری در پشت برج، موزه کافِسیجان -که در حال ساخت است- با کلکسیونی از هنر مدرن در کنار برج دیگر دیدنیها هستند.
- بنگلادش: در زمان ساخته شدنش به واسطه بعد مسافت توسط اهالی شهر بنگلادش نامیده شد! مرکز خرید است اما چندان مناسب توریستها نیست.
- نور نورک: آخرین پروژه توسعه فضای مسکونی ایروان در زمان عضویت در اتحاد جماهیر شوروی است که به طور عمده بلوکهای ساختمانی یکدست است. و معمولا برای بازدید از معبد گارنی و صومعه گقارد از کنار آن باید عبور کرد.
در دوران اتحاد جماهیر شوروی ایروان به خاطر رنگ سنگهای ساختمان هایش و جمعیت جوانش به شهر صورتی معروف بوده است. قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شهر ایروان تحت هنر الکساندر تامانیان معمار، یک بازسازی عظیم را به خود دید. یک شهر کامل با سبک نئو کلاسیک با خیابانهای پهن آنچنان که شبیه پاریس، وین و سنت پطرزبورگ باشد.
میدان اصلی شهر که تقریبا تمام راههای این شهر به آن ختم میشود هراپراگ یا جمهوری نام دارد که به طرز جالبی هیچ وجه مشخصهای ندارد بلکه ساختمانهای اطراف هستند که هویت آن را شکل داده اند. در واقع این میدان هیچوقت فرصت نیافت تا شکلی که تامانیان برایش در نظر گرفته بود را به خود بگیرد. ساختمانهای خانه دولت، وزارت ارتباطات و هتل ماریوت در اطراف این میدان بهترین نمونههای سبک نئو کلاسیک با جزئیات ارمنی هستند. و ساختمان وزارت خارجه و موزه هنر نیز تقلیدی مدرن از آنها هستند.
دیدنیهای ایروان:
- استحکامات اربونی: باقیمانده استحکامات باستانی شهر ایروان باقیمانده از زمان اورارتوها.
- میدان جمهوری: این میدان هیچوقت فرصت نیافت تا شکلی که تامانیان برایش در نظر گرفته بود را به خود بگیرد. ساختمان خانه دولت، وزارت ارتباطات و هتل ماریوت بهترین نمونههای سبک نئوکلاسیک با جزئیات ارمنی هستند. ساختمان وزارت خارجه و موزه هنر نیز تقلیدی مدرن از آنها هستند.
- نورثرن اونیو! (خیابان شمالی): پیاده روی در این خیابان که اپرا را به میدان جمهوری وصل میکند از سال 2008 ممکن شده است. شاید بتوان آن را واکنشی پست-مدرن به معماری ایروان بعد از جنگ دانست. اینجا به نوعی مرکز خرید است که به خیابانهای سایان نوا، تریان، تومانیان و آبویان راه دارد.
- خیابان آبویان: نمونههایی نادر از هنر Belle Époque، Art Nouveau، early Modern و Moorish Revival style در آبویان و خیابان نعلبندیان که به منزله حیات پشتی آبویان است وجود دارد.
- اپرا: مرکز لطافت شهر است. ساختمان آن مدلی است از SemperOper شهر درسدن آلمان. اگرچه ساختمان اپرا هنوز کامل نیست -تزئینات ناتمام است و مجسمهها در محلشان نصب نشده اند- اما ساختمان ایروان به خاطر دو طرفه بودن زیبایی مضاعف دارد. یک طرف (ورودی سمت میدان آزادی یا تئاتری) اپرا و سالن تئاتر باله است و سمت خیابان ورودی سالن کنسرت خاچاطوریان است.
- میدان آزادی یا تئاتری: به نوعی بخشی از اپرا است. شمال این میدان ساختمان اپراست با پارکی پر از کافههای فضای باز در غرب آن. جنوب این میدان به نورثرن اونیو! (خیابان شمالی) منتهی میشود و شرق آن به سمت پارکی به نام پارک دریاچه سوان میرود. در انتهای پارک دریاچه سوان مجسمهای از آرنو باباجانیان آهنگساز ارمنی قرار دارد، این پارک محل برگزاری نمایشگاههای فضای باز است.
- کاسکاد، پارک مجسمه و موزه کافِسیجان: پارک مجسمه یک محله سبز کوچک درست در شمال اپراست و مجسمههایی از بوترو و دیگر هنرمندان جهان در آن قرار دارد. خود پارک به نوعی بخشی از موزه کافِسیجان تلقی میشود –شاید بتوان آن را مدل ارمنی گوگنهایم دانست. اما مهمترین بخش موزه کاسکاد است که نسخهای است به سبک آرت دکو از باغهای معلق بابل! یک پلکان عظیم سفید است در دامنه ارتفاعات ایروان با فوارهها و آبشارهایی زیبا. پلههای بالایی کاسکاد منظرهای تماشایی از کوه آرارات و یک نمای پانوراما از از شهر ایروان با سقفهای رنگارنگ جلویتان میگشاید. طبقه اول موزه، کتاب فروشی و همچنین پله برقی کاسکاد (تا ساعت 11 شب فعال است) رایگان هستند.
- خیابان مُشتات: بزرگراهی است در مرکز شهر و همچنین محلی برای وقت گذرانی عابرین با ترافیکی سنگین. سه ساختمان مهم این خیابان ماتناداران، بلوماسک (مسجد کبود) و بازار سرپوشیده است. ماتناداران محل نگهداری مجموعهای از دست نوشتههای دینی ارمنی است. مسجد کبود متعلق به قرن 18 و بازماندهای است از مسلمانان شیعه شهر ایروان پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است که در سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۹ خورشیدی از سوی بنیاد مستضعفان و جانبازان و توسط معماران ایرانی بازسازی شده است. بازار سرپوشیده با ساختمانی زیبا محل فروش ماهی، غذاهای خشک و کنسروجات است.
- فوارههای آوازه خوان: در محوطه جلوی گالری هنر (ساختمان موزه) واقع در میدان جمهوری، از اوایل بهار تا اواخر پاییز هر شب بین ساعت 10 تا 11 نمایشی رایگان از فواره و نور برپا میشود با اجرای قطعات کلاسیک و همچنین جاز، راک و پاپ (عموما روسی یا امریکایی).
- کارخانه مشروب سازی آرارات: قدیمی ترین کارخانه ارمنستان است. به طور روزانه تورهایی برای بازدید توریستها برقرار است همراه با تست!
چرا شهر فواره ها؟ میگویند در ایروان به تعداد سالهای عمر کشور این شهر فواره وجود! همه این فوارهها که تنوع زیادی هم در شکل و اندازه دارند آب چشمه به شما تعارف میکنند.
و اما سفر ما:
بعدازظهر 29 اسفند سال 88 با اتوبوس مسافرین نوروزی، مشهد را به قصد ارمنستان ترک کردیم. تحویل سال و هفتسین به یاد ماندنیمان را مهمان کافهای نزدیک سبزوار بودیم.
صبحانه سال نو نه چندان متنوع نزدیک قزوین و برف و کولاک مسیر را با مهمان نوازی و ناهار لذیذ کاروانسرای زنجان جبران کردیم. گردنههای مرزی ایران که به کشورهای همسایه شمال غرب منتهی میشود را با خرده استرسی مشهود در چهره همسفران از بابت پیاده و سوار کردن چمدانها و خروج و انتظار ورود گذراندیم و اولین شب که نه اولین نصفه شب سال نو را خواب زده مهمان مرز ایران و ارمنستان بودیم. جالب اینجاست که مرز زمینی ارمنستان با ایران عمدتا پذیرای مسافرین ایرانی است اما دریغ از حضور ماموری آشنا به زبان فارسی برای هدایت انبوه مسافران و شاید تک و توک ماموری آشنا به انگلیسی. و بدتر از همه دریغ از رفتار محترمانه! شاید خودمان نمیخواهیم محترم باشیم وگرنه روابط دیپلماتیک حسنهای بین این دو کشور برقرار است....
کوهستان پر پیچ و خم ارمنستان مناظر زیبایی را از طبیعت، زندگی ساده و شهرهایی محصور در میان درهها به نمایش میگذارد. خواهران دوقلوی آرارات و کشتی نوح سفیدپوش بودند. صبح دوم فروردین در کافهای تمیز با بخاری هیزمی قدیمی صبحانهای لذیذ با سبزیجات باغچهشان خیر مقدم ورود به ارمنستان بود. در بخشهای جنوبیتر مسیر، پیچهای راه 360 درجه بودند و نفس گیر و فقط مهارت و توانایی راننده بود که مسافرین را در خواب نگه میداشت.
به خاطر تنوع زیاد اقلیم، از مناظر لم یزرع تا جنگلهای انبوه و تا قلل پوشیده از برف و یک دریاچه مرتفع و نیز راهها، درهها و تنگههای مسیر کوهستانی، ارمنستان بزرگتر از آنچه هست به نظر میرسد و هیچ مسافری در این کشور کوچک کوهستانی خسته نمیشود.
حوالی ظهر سواد ایروان از دور پیدا شد، جای ناصرخسرو خالی! شنیده بودیم که شهر ایروان و جمعیتش اختلاف فاحشی با سایر مناطق ارمنستان دارد و واقعا این شهر شایستگی پایتخت بودن را داشت. پس از صرف ناهار ایرانی! ترتیب اقامت مسافران در هتل و آپارتمانهایی در مرکز شهر فراهم شد. همسفران ما در تمام مدت این سفر دست از سر چلو و پلوی ایرانی برنداشتند!
روز دوم اقامت در ارمنستان به دیدار از شهر و کلیسای تاریخی اچمیادزین که محل برپایی کلیسای اولیه کشور ارمنستان توسط گریگور مقدس است رفتیم، و چه جالب که علاوه بر گذر قدوم زمان بر هنر این مکان، ردپای هنر ایران و روم و روس که جمهوری ارمنستان فعلی در برهههایی از تاریخ جزیی از آنها بوده نیز هویدا بود. ناهار را در معروفترین و احتمالا بهترین! رستوران ایرانی ایروان با 2ساعت انتظار میل کردیم و طبیعتا بقیه زمان گشت بازدید از شهر تحت شعاع این ناهار ایرانی خوردن کنسل شد.
روز سوم که از بخت خوب ما هوا همچنان مساعد بود به بازدید از دریاچه آب شیرین سِوان در شرق ایروان و صومعه سوان (بنا شده در 874م) در شبه جزیره این دریاچه گذشت. دریاچه زیبای سوان مرتفعترین دریاچه قفقاز است و انواع ورزشهای آبی در آن مهیاست. ماهی قزل آلای ایشخان دریاچه و مهمان نوازی ارمنی ناهار لذیذی را برای مسافران ترتیب داده بودند! در دنباله مسیر به سمت دره گلها یا پیست اسکی و تفریحات تساغکادزور (کوتایک) رفتیم، در اینجا سه مسیر مختلف برای دسترسی به ارتفاعات طراحی کرده اند. در مسیر وسط سه تله سیژ متوالی با حداقل استاندارد لازم! و البته با سه بلیط مجزا برای دسترسی به مرتفع ترین قسمت منطقه مهیا بود. جالب اینجاست که با وجود ارتفاع زیاد منطقه حجم برف کوهها خیلی کم بود. بارش کم امسال فقط مختص ایران نبوده!
یک روز از سفر باقی مانده و دیدنیهای ایروان فراوان...
تنها زبان رسمی این کشور زبان ارمنی است که از زبانهای هندواروپایی است و به تبع عضو اتحاد جماهیر شوروی بودن زبان روسی نیز خیلی استفاده میشود، افراد معمولی به ندرت انگلیسی حرف میزنند، وضعیت در هتلها، رستورانها و فروشگاههای ایروان کمی بهتر است اما برخوردها بسیار مهربان و مهمان نوازانه است. پیرمردی در یک کتاب فروشی، جوانی در یک فرش فروشی سخاوتمندانه و مشتاق حرف میزدند.
صبحهای ایروان کند پیش میرود و مغازهها تمایلی برای زود باز کردن و حتی به موقع باز کردن ندارند. اما زندگی شبانه فعال است و متفاوت، مغازههای روز بسته میشوند و چراغهای رستورانها و کافهها پر نور. آنچه در ایروان و کل ارمنستان به شدت خودنمایی میکند نظم و احترام به قانون و همچنین تمیزی و نظافت فوق العاده است.
برگردیم به سراغ تور نوروزی: جمعه صبح بعد از چک اوت هتل، ایروان را به سمت درهها و ارتفاعات بادخیز کوهستان ترک کردیم. جمعه شب باز گمرک و چمدان بود و خروج و ورود، اما آنقدر شلوغ که نوبت انتظار در صف به سه ساعت رسید! ارمنستان حجم توریستی بسیار بیشتر از حد پیش بینی شده شان (حداقل در مبادی ورودی و خروجی) را تجربه میکند. بعد صف طولانی و سرمای شدید، حس دوباره توی ایران بودن چهره همه رو شاد کرد مخصوصا ساندویچهای وطنی گرون گمرک.
تمام شنبه را توی اتوبوس از لای برف و کولاک و تگرگ و بارون گذشتیم، اتفاقات دور و بر کنایه بر فیلمهای تخیلی میزد! از یک آزادراه میگذشتیم بعد از رادیو میشنیدیم یه اتوبوس چپ کرده و اون مسیر رو بستن... بعد صدای زنگ موبایلها شنیده میشد که شما سالمید؟ و...
صبح زود یکشنبه صدای خداحافظیها و آرزوی سلامتی و سال خوش همسفرها برای هم در فضا پیچید.
اگر به ایروان رفتید:
+ یک بازار هفتگی شنبهها (به قول ما شنبه بازار!) در میدان جمهوری برپاست و اجناس متنوعی از فرشهای سیصد ساله تا تلفنهای دهه هفتاد شوروی و حتی عروسکهای روسی تودرتو و خیلی اشیا توریست پسند دیگر را به نمایش میگذارد.
+ یک بازار کتاب زیرزمینی در محدوده متروی خیابان آبویان هست که البته بیشتر برای ارمنیها و روسی زبانها جالبه اما دیدنش خالی از لطف نخواهد بود.
+ اگرچه که عمده مردم امروز ارمنستان دیگر هر یکشنبه به کلیسا نمیروند، مگر برای مراسم عروسی، غسل تعمید و گهگاه برای روشن کردن شمع در کلیسا. اما به هرحال موقع بازدید از کلیسا هم خانمها و هم آقایان بهتر است لباسهای پوشیده (نه لزوما حجاب) به تن داشته باشند. روشن کردن شمع در کلیسا یک حرکت احترام آمیز تلقی میشود.
+ زمستان زمان خوبی برای بازدید از ایروان نیست، پیاده روها یخ زدهاند و کافه پر از سیگاری. به نظر میرسد که سیگار کشیدن معمول ترین سرگرمی این ملته! رستورانهایی که فضای نشمین آزاد دارند بهترین گریز از دود سیگاری هاست. تازگی طبیعت بهاری، کافههای شبهای تابستان و پاییز بی نقص هرکدام تجربهای متفاوت از ایروان به همراه دارند. بهترین محل برای نوشیدن یک فنجان قهوه و تماشای مردم، کافههای حوالی اُپرا هستند. مخصوصا در شبهای تابستان.
+ اگر با ارمنیها غذا میخورید حواستان باشد آنها خیلی مهمان نوازند و تا جایی که شما دیگر توان خوردن نداشته باشید به شما غذا میدهند.
+ غذایشان سالم و مطمئن است حتی اگر کنار جاده باشد.
+ آب شیر آشامیدنی است. اما بطریهای آب معدنی هم موجود است. هم گازدار با مارک جرموک و هم معمولی.
+ در حین صحبت با ارمنی ها در صورت مطرح شدن صحبتی پیرامون قضیه نسل کشی توسط دولت ترکیه، احترام به آن و نشان دادن تایید ضروری است.
+ اگرچه که تعداد دزد و جیب برها در ایروان زیادتر شده اما در مجموع ایروان شهر خطرناکی نیست فقط باید حواستان به خودتان جمع باشد.
منابع:
Wikitravel, Wikipedia
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر