جمعه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۹

ردپای فرش ایرانی

این پست رو از وبلاگ یکی از دوستانم خانم آرزو مودی که کارشناس فرش هست نقل قول می کنم. ببینید با چه دقتی ردپای فرش ایرانی رو بیرون کشیده:

یکی از عادات بسیار جذاب من و پدر گرامی وقت دیدن فیلم، مخصوصا فیلم‌های خارجی و مخصوصا برای بقیه که به صورت کاملا ویژه‌ای روی اعصاب دیگران راه می‌رود، این است که بنشینیم و خانه‌های ملت و کف‌پوش‌های خانه‌هایشان را وارسی کنیم و عمق اطلاعاتمان را به رخ ملت حاضر در صحنه بکشیم. البته اصل این کار متعلق به پدر جان بود، ولی بنا به یک قانون کاملا لغو ناشدنی به من هم سرایت کرد و در آیند‌ه‌ای نزدیک به دیگران هم سرایت خواهد کرد. (خواسته یا ناخواسته همگی تبدیل به کارشناس فرش می‌شوند.)
*
مثلا فرض بفرمایید در حال تماشای یک فیلم خیلی رمانتیک هستیم. درست در حساس‌ترین لحظه فیلم، در همان اوج اوج فیلم که همه در وضعیت انتهای هیجان قرار گرفته‌اند؛ من و پدر جان، آن وسط، از بین فاصله باقی مانده بین دماغ‌ها و لب‌ها و یا احیانا همان یک ذره جای خالی بین پیشانی‌ها و موها و سایر مختلفات در حالی که زوج حاضر در حال انجام همه گونه رفتارهای خیلی رمانتیک با انواع و اقسام پیچ و خم‌ها هستند، یک قطعه قالی را که دورتر روی زمین پهن شده تشخیص می‌دهیم و عموما هم صدا با هم...
-          دیدی قالی‌ش کرمان بود ها...

یا مثلا یک فیلم خیلی جنایی خیلی احساسی خیلی کار درست را تصور کنید. درست لحظه‌ی اوج فیلم همان نقطه‌ای که قهرمان فیلم که اتفاقا خوشگل و خوش تیپ و پولدار هم هست به دست یک ناجوانمرد عموما زشت و کچل و بنجل به قتل می‌رسد و ملت حاضر و تماشاچی به پهنای صورت اشک دارند، قاتل زشت ناجوانمرد بی‌پول قهرمان مرده‌ی همه چیز تمام را می‌پیچد لای یک قطعه فرش که ببرد یک جایی سربه نیست کند. حالت و عکس العمل‌های من و پدرم را تصور کنید. اول با نگاه بعد با ایما و اشاره و آخر سر با سر و صدا
-          دیدی قالی‌اش ساروق بود ها
-          نه! کرمان بود، قاب قرآنی بود (!!!)(توضیح: این دو پیشنهاد هیچ شباهتی به هم ندارند.)
*

فیلم‌هایی که در این زمینه بیش از دیگران مورد توجه خاص ما قرار می‌گیرند، فیلم‌های قدیمی انگلیسی هستند. فیلم‌هایی که شخصیت‌های اصلی داستان متعلق به خانواده‌های سطح بالای انگلیسی باشند و دوربین مدام در خانه‌هایشان بالا و پایین برود، در اولویت قرار دارند.
در این دسته خانه‌ها چیزی که زیاد است فرش‌های ایرانی است. البته قابل به ذکر است که اگر داستان فیلم در سال‌های قبل، بعد و بین دو جنگ اتفاق افتاده باشد... عیش‌مان کوک کوک می‌شود.
می‌دانید فرش‌هایی که در این دسته از فیلم‌ها شناسایی شده‌اند و مسلما من و پدرگرامی عوامل اصلی این شناسایی بوده‌ایم!، فرش‌های کدام منطقه هستند؟
-          فرش‌های فراهان با نقش ماهی درهم...
انگلیسی‌ها عاشق این بافته‌ها بوده و احتمالا هنوز هم هستند. (به وفور می‌توانید نمونه این دستبافته‌ها را در حال حاضر در مجموعه‌ها و موزه‌های انگلیسی پیدا کنید.)
درست در همین زمان یا زمانی کمابیش نزدیک به آن فرش‌های بافت ساروق، سلطان آباد و دور و اطراف را می‌توانید در فیلم‌های آمریکایی پیدا کنید. فقط لازم است که کمی دقیق باشید.
البته بعضی وقت‌ها هم بعضی فرش‌ها باعث به وجود آمدن اختلافات اندکی بین من و پدر جان می‌شوند که گاهی دامنه این اختلافات کمی از حد معمول تجاوز می‌کند و باعث می‌شود که باقی اعضای خانواده بقیه فیلم را کاملا از دست بدهند.
-          چرا؟
-          چون دو تا کارشناس به توافق نمی‌رسند!
*
کارتون موش سرآشپز را دیده‌اید؟
عکس‌هایی که مشاهده می‌کنید حاصل گوشه‌ای از سلیقه مشترک من و سازندگان این فیلم است. می‌بینید طراحان گرامی با چه میزان بالایی از ذوق دو قطعه فرش کاملا ایرانی را برای پوشش کف اتاق انتخاب کرده‌اند.
4
قطعه‌ای که در این عکس می‌بینید از روی طرح یک گلیم گرفته شده و احتمالا توی خود فیلم هم یک گلیم را نشان می‌دهد. ببینید کجا پهن شده...
5
گلیم‌هایی با این شکل و ظاهر یا شکل و ظاهری شبیه و نزدیک به این بافته در مناطق بسیاری در ایران بافته می‌شوند، به طور مثال کردهای قوچان یا عشایر شیروان یا فکر کنم عشایر کرمان یا شاید حتی شاهسون‌ها (دو مورد آخر را مطمئن نیستم.)
1
این عکس‌ها هم بافته‌ای بلوچی را نشان می‌دهند که نقشی ترکمنی در سرتاسر قالیچه تکرار شده است. (بر سر این موضوع که این یک قالیچه ترکمنی است یا بلوچی اصلا بحث نکنید! قالیچه بلوچی است.) البته از شواهد و قراین اینطور به نظر می‌رسد که این بافته مربعی شکل است. بافته‌های بلوچی اصولا فاقد چنین خصوصیتی هستند و به ندرت، یعنی خیلی به ندرت، می‌شود بافته‌ای مربعی شکل را در میان تولیدات بلوچی پیدا کرد. (دماغ پیرزن موضوع انحرافی است. انحراف نشوید. قالیچه را تماشا بفرمایید.)
2
رِمی را تماشا نکنید. چیز جدیدی در کار نیست. قالیچه پشت سر اصل قصیه است.
6
اینجا هم... همچنین
تا چند وقت پیش قالیچه‌ای با نقشی بسیار شبیه به نقش این قالیچه توی بساط داشتیم که متاسفانه حالا دیگر نداریم.
مقایسه بفرمایید لطفا.

7
این هم بخشی از قالیچه بالا 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر